نمیدونم ما چرا خسته نمیشیم از این همه تبعیض ،این جامعه مرد سالار
چرا اعتراض نمیکنیم ؟چرا حتی تلاش نمیکنیم که اقلا خودمون باورامونو عوض کنیم ؟
فکر کنم خود ما هم باورمون شده که زنها نمیتونن فکر کنن،نمیتونن تصمیم بگیرن،با روحیه حساسشون نمیتونن یه جامعه رو اداره کنن،چون با روحیشون سازگار نیست نمیتونن مدیریت کنن،این محیط مردونست پس اگه یه زنی دوس داشت این کارو بکنه بهتره دیگه دوس نداشته باشه.
به نظرمن اگه ما خانما بخوایم حتما اوضاع تغییر میکنه
وقتی نماینده های مجلس هفتم گفتن ما نمیخوایم خانمها جزو هیئت رئیسه باشن چون اون جلو میشینن و ما چشمون به اونا میوفته وگناه میشه ،خانم های نماینده پذیرفتن.وقتی مامانم برای انتخابات مجلس به زنا رای نداد چون عقیده داشت زنها بهتره برن خونه داری بکنن،ما ازمردها انتظار داشته باشیم به حقوق زنان اهمیت بدن.
یه چند روزه که من تو مدرسمون کار میکنم.دیروز مشغول کار بودم که از اتاق پرورشی صدای یکی از بچه ها رو شنیدم که داشت به معلم پرورشی میگفت:طی تحقیقاتی که کردم به این نتیجه رسیدم این حقوقی که اسلام به زنها داده زیادیشون هم هست
البته معلوم شد ایشون تحقیقی نکردن بلکه از یه خانوم جلسه ای شنیدن.
این فکرای من از اونجا شروع شد که هر کار که کردم پدر و مادرم اجازه ندادن برم آموزش رانندگی.دلیل،برهان،خواهش و التماس هیچ تاثیری نداشت.
امروز بعد از این که دوباره سر این موضوع داشتم با مامان و بابام بحث می کردم،داداشم اومده میگه خوب راست میگن دیگه اصلا زنا رو چه به رانندگی کردن!!!! اولین مشتو من زدم ولی بقیشو خودم شخصا نوش جان کردم.آدم خیلی باید اعتماد به نفس داشته باشه که با یه کسی که کاراته بلده دعوا کنه.
توی پست بعدی انشا الله در مورد کتاب وفیلم مینویسم.
میدونین که بیماری لثه میتونه منجر به سکته بشه؟ نمیدونستین؟ از این به بعد دیگه میدونین