|
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 |
|
اسمشو چی بزارم؟ |
 |
|
وقتی که نمیدونی
جات گزاشت؟
چرا هستی
چه نقشی داری و فراوان سوال وچرا و سردرگمی
با خبر میشی که خدا تو رو به خونش دعوت کرده.دیگه احساس آرامش میکنی پس نقشی داشتی پس هستی ...
اسمشو چی میزاری؟؟؟
معجزه؟؟

با اینکه ثبت نام انجام شده کاروان هم مشخص شده میدونم مدینه آخر هستیم حتی زمان اعزام هم تا حدودی مشخص شده ولی من هنوز باورم نمیشه......
اسمشو گزاشتم رستگاری در 20 سالگی !!!!آیا محقق خواهد شد؟؟
خدایا کرمتو شکر |
|
|
|
|
|
| |
|
|
تلخ مثل واقعیت |
 |
|
ـ میگن "بعد از هر خنده گریه است" ممکنه این خنده هم بخاطر خوندن کمیک استریپ های بزرگمهر حسین پور باشه ولی به هر حال شامل خنده میشه
ـ اگه خیلی خوشحالی،اگه ناراحتی،اگه ناراضی هستی،اگه ناامیدی،اگه امیدواری، حتما یه سری به کانون اصلاح و تربیت بزن یا در جریانش قرار بگیر
پسر متولد 69 هر جور مواد و قرص موجود در بازار رو استفاده کرده و بعد از یک ماه هنوز تو توهم قرص ایکسی هست که قبل از دستگیری خورده
الهه و ندا متولد 70 سه بار دستگیر شدن یه بار بخاطر شکستن تلفن عمومی یه بار هم سوار ماشین یک پسری میشن با تهدید چاقو پسره رو از ماشین بیرون میکنن و فرار میکنن پلیس میگیره و بار سوم بخاطر.......
اگه میدیشون مخصوصا الهه خیلی ساده و معصوم بود
اون پسری که با درآمد میلونی پدرش میرفت دزدی میکرد به خاطر هیجانش
ـ جلال سمیعی مجری برنامه صبح ها اسم و کانال برنامه هم یادم رفته تو دانشگاه ما درس میخونه ترم آخر ارتباطات احتمالا گرایش روابط عمومی است. یه چیز جالب میگفت دانشجوی انصرافی رشته متالوژی دانشگاه امیر کبیر هست.بعد از سه سال با معدل بالا تو این رشته تصمیم میگیره انصراف بده و بره ارتباطات بخونه. زیبایی تصمیم گیریش بود که منو مجذوب خودش کرد
|
|
|
|
|
|
| |